کلاغ به خالق کلاغ ها پیوست ...
ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/۱٥ 

خبر آنچنان سهمگین و باور نکردنی بود که هنوز باورش برای ما دردآور و غمگنانه است ....
همینقدر بدانید که کلاغ در آرامشی باور نکردنی از میان ما رفت تا تجربه ای دیگرگونه را مزمزه کند ....
شاید از خاکسترش اینبار ققنوسی متولد شود و بالهایش را دوباره بر فراز این سرزمین پاک برافراشته سازد ....
کلاغ در آخرین روزها در نامه ای تشکر ویژه ای کرده است از مخاطبانش ، دوستان وبلاگ نویسش و بهار که انگیزه ی اصلی او در راه اندازی این وبلاگ بوده و نام کلاغ را هم او انتخاب کرده بود ....
نامه را به زودی و در اولین فرصت منتشر می کنم
پ.پ

کلمات کلیدی:
 
مهاجرت اجباری یا فرار مغزها ...
ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/۱۸ 

پیرو فیلتر شدن وبلاگ وزین قارقاری از اینجا به اونجا هجرت نمودیم ...

اگر باز هم فیلترمان کنند به یک جای دورتر هجرت میکنیم !!!

آدرس اونجا : www.kalagh1357.persianblog.ir


کلمات کلیدی: مهاجرت اجباری
 
به سلامتی ما هم فیلتر شدیم ...
ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٢٥ 

ریاست محترم بخش فیلترینگ فرشین بلاق (پرشین بلاگ بعد از حمله اعراب)

جناب آقای filter@dci.ir

با سلام

       احتراماً ،  اینجانب کلاغ قارقاری مراتب اعتراض شدید خود را نسبت به فیلترینگ دیرهنگام وبلاگ قارقاری به استحضار می رساند . چرا که کوتاهی شما و مجموعه ی تحت سرپرستی حضرتعالی در فیلتر کردن وبلاگ بنده باعث بروز مشکلات و بدگمانی هایی در مورد نویسنده قارقاری در بین اهالی وبلاگستان شده بود و کم مانده بود خودمان باورمان شود که عامل و مزدور شمائیم که ما را فیلتر نمی کنید . لذا خواهشمند است ترتیبی اتخاذ فرمائید تا از این پس وبلاگ عوامل خودفروخته و جیره خور صهیونیست و آمریکای جنایتکاری چون من ، در اسرع وقت فیلتر و در صورت امکان نویسنده یا نویسندگان آن به اشد مجازات و اعدام محکوم گردند تا درس عبرتی برای دیگران باشند . اینجانب ضمن ابراز تاسف شدید از عملکرد ناآگاهانه و بچه گانه ی خود در گذشته و با اعتراف به داشتن چندین وبلاگ دیگر که هزینه ی راه اندازی همه ی آنها را از آمریکای جنایتکار دریافت نموده ام و برای هر کلمه ای که در آنها منتشر می کردم 100 دلار کثیف دریافت می نمودم ،عاجزانه از شما خواهشمندم وبلاگ های دیگر بنده را نیز فیلتر نموده و راه گناه را بر من ببندید . چرا که اگر به خودم باشد مصداق آن آیه ی شریفه ام که گناه چشمم را کور کرده و طعم شیرینش زیر دندانم خوش مزه آمده و عمراً به راه راست هدایت نمی شوم .

در پایان پیشنهاد می شود برای اینکه به وظیفه ی انسانی خود در اعزام بنده و امثال بنده به بهشت عمل نموده باشید تمام وبلاگ های ایران و جهان و حتی کهکشان راه شیری را فیلتر نمائید و راه گناه را کلاً بر کوردلانی چون من ببندید .

قربان شما

کلاغ قارقاری روسیاه با صورت شطرنجی


کلمات کلیدی: فیلتر شدیم
 
ّیشنهاد
ساعت ٤:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/۱۸ 

ریاست محترم سازمان تحقیقات فضایی ایران

با سلام

پیرو ارسال موفقیت آمیز و خیره کننده ی دومین ماهواره ایرانی به فضا و با توجه به اینکه دانشمندان جوان ایرانی با ارسال موجودات زمینی به فضا ، این بار باعث فرو رفتن انگشت حیرت به ما تحت عالمیان شده اند و پوزه ی ناسای جنایتکار  را به خاک مالیده اند و باز پیرو فرمایشات همان دانشمندان جوان ایرانی که فرموده اند تا 10 سال دیگر به جای موش و لاک پشت و کرم و خاسخولک * و مشمولک **، انسان راست راستکی را به فضا خواهند فرستاد ، پیشنهاد میگردد برای دست گرمی هم که شده در آزمایشات فضایی بعدی یک عدد میمون را به فضا پرتاب نمایند که هم از نظر ژنتیکی شباهت بیشتری به انسان دارد و برای تحقیقات دانشمندان جوان مناسب تر است و هم موجب خنده و شادی آدم فضایی ها خواهد گردید و هم امکان مدیریت جهان از بالا را خواهد یافت !!!

و من الله توفیق

* خاسخولک = نام یک حیوان

** مشمولک = مشهدی مارمولک


کلمات کلیدی: پیشنهاد
 
مدیریت ایرانی
ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱۱/٥ 

مدیریت عبارتست از:هنر انجام کار به وسیله‌ دیگران (فالت،1924)

 

شاید تعریف بالا بهترین تعریفی باشه که در ایران از مدیریت وجود داره ، به بیان ساده تر در این سرزمین هر چقدر بتونی کارای خودت رو به دوش دیگران بندازی و به اسم خودت تموم کنی مدیر تری . اما با تمام این اوصاف تصمیم دارم به عنوان یک دانشجوی مدیریت انواع مدیریت در ایران رو براتون بنویسم تا درک صحیحی از مدیریت ایرانی داشته باشید و خدای نکرده فکر نکنید که ما از مدیریت هیچی حالیمون نیست !!!

 

مدیریت الله بختکی : در این نوع از مدیریت همه چیز رو به خداوند تبارک و تعالی واگذار نموده و با خیال راحت به عشق و حال می پردازید . چون اگر اتفاق خاصی نیافتد که شما مدیر لایقی هستید ولی اگر مشکلی پیش آمد مطمئن باشید خواست خدا بوده و شما بی تقصیرید و جلوی اراده ی خداوند هم نمیشود ایستاد !!!

 

مدیریت امام زمانی : در این نوع مدیریت ، اداره ی کلیه امور را به امام زمان سپرده و برای خالی نبودن عریضه یک دفتر در طبقه ی بالای اداره به ایشان اختصاص می دهید و اگر امکانش بود بالای باکس مدیر عامل در چارت سازمانی یک باکس برای امام زمان درست میکنید و باز هم با خیال راحت می روید سراغ عشق و حال . انشاءالله امام زمان خودش همه چیز را درست میکند ! فقط کافیست بگوئید اینجا را امام زمان اداره میکند با این ترفند هرگز مورد مواخذه قرار نخواهید گرفت چرا که توپ را به زمین کسی انداخته اید که به علت غیبت کبری و نظر ویژه خداوند متعال ، هیچ کس نمی تواند به او گیر بدهد .

 

مدیریت خر تو خری : در این نوع مدیریت اوضاع را آنقدر آشفته و خر تو خر می کنید که هیچکس نتواند از چیزی سر در بیاورد و بیننده ی بیرونی فکر کند که شما قطعاً مدیر لایقی هستید که از پس اداره ی مجموعه ای به این خرتوخری بر می آئید . در این حالت اگر کسی از بی نظمی ها انتقاد کرد به سادگی می توانید بگوئید اینجا آنقدرها هم که به نظر می رسد خرتوخر نیست و از «قانون بی نظمی» تبعیت میکند . در این حالت منتقدین باور میکنند که شما خیلی مدیر هستید . 

 

مدیریت سیکیم خیاری : در این نوع مدیریت لازم نیست کار خاصی انجام دهید چون اوضاع آنقدر خراب هست که کسی به نوع مدیریت شما کاری ندارد و همینقدر که یک نفر به اسم مدیر در راس سازمان باشد کفایت میکند .

 

مدیریت بحران سازی : در این نوع مدیریت برای اینکه کسی به نواقص مدیریتی شما پی نبرد ، بحران های مجازی ایجاد کنید و جنگ های زرگری که از دیرباز در همه ی سطوح سیاسی و اقتصادی این مملکت رایج بوده راه بیاندازید . با این کار میتوانید برای مدت کوتاهی که بستگی به نوع بحران ایجاد شده دارد برای خودتان مدیریت کنید .

 

مدیریت مقصر یابی : در این نوع مدیریت می توانید سیاست های غلط گذشته و کارشکنی های دیگران را تنها عامل شکست های پی در پی خود معرفی نموده و اعلام نمائید اگر همسایه ها یاری کنند شاید بتوانید شما هم مدیریت خوبی ارائه نمائید .به عنوان مثال اگر مدیر یک شرکت خیارشور سازی هستید می توانید در یک برنامه تلویزیونی  از دخالت های دولت آمریکا در صنعت خیارشور در سالهای 1850 تا 1853 میلادی به عنوان بزرگ ترین دلیل عدم موفقیت خود نام ببرید. با این کار هم به عنوان یک مدیر موفق معرفی می شوید و هم این امکان را خواهید یافت که به عنوان سخنگوی دولت یا لااقل وزارت امور خارجه مشغول به کار شوید .

 

مدیریت قحط الرجالی : در این نوع مدیریت برای اینکه ثابت کنید شایسته ترین فرد سازمان برای تصدی عنوان مدیریت هستید همه ی رغیبان را بازنشسته نمائید یا برای انجام ماموریت به خارج از کهکشان راه شیری اعزام نمائید یا به علت مسائل اخلاقی از شرکت اخراج کنید . با اینکار شما تنها فرد لایق در کل سیاره برای تصدی جایگاه مدیریت خواهید بود .

 

مدیریت جاب روتیشن (Job Rotation) : در این نوع مدیریت به بهانه ی جاب روتیشن همه ی افراد را جابه جا کنید تا هیچکس سر جای خودش نباشد . مثلاً آبدارچی را معاون مالی کنید و معاون مالی را انباردار . با این کار عملاً همه ی کسانی که سرشان به تن شان می ارزد از میدان خارج کرده اید و خودتان تنها فرد لایق سازمان خواهید بود.

 

مدیریت مخفی : در این روش  یکی از پرسنل زیر مجموعه را آنقدر بزرگ و مطرح میکنید که همه فکر کنند او همه کاره است و خودتان را پشت سر او پنهان می کنید تا زمانی که اوضاع خوب است که هیچ ...وقتی حس کردید اوضاع خراب شده همه ی تقصیرات را گردن او بیاندازید و از کار برکنارش کنید . در این حالت لازم است همیشه بگردید دنبال یک گوسفند که پتانسیل قربانی شدن را داشته باشد !!!

 

مدیریت پاچه خواری (خ... مالی سابق)  : در این نوع مدیریت لازم نیست هیچ کار خاصی انجام بدهید . فقط کافیست روزی چند بار به رئیس خود سر بزنید ، روزی 10 بار به او تلفن کنید و عرض ارادت و خاکساری نمائید ، به ناهار دعوتش کنید ، اگر اهلش بود برایش ایمیل و  اس ام اس های 18+ بفرستید  ، اگر اهلش نبود به خرج خودتان با منزل بفرستیدش سفر مکه و گزارش دقیقی از همه ی احوالات پرسنل تهیه و به ایشان ارائه کنید . با این کارها تا پیدا شدن رقیب جدی در «پاچه خواری سازمانی» شما مدیر خواهید بود .  

 

 

مدیریت دانشگاه امام صادقی : در این نوع مدیریت کافی ست  در دانشگاه امام صادق تحصیل کنید و دیگر لازم نیست کار خاصی انجام دهید . به زودی شما یکی از موفق ترین مدیران عالی کشوری خواهید شد . شایع است حتی اگر برای مدتی وارد حیاط دانشگاه هم شوید کفایت میکند و لازم نیست درس خاصی را بخوانید چون اصولاً پاس کردن درس های دانشگاهی خاصه درسهای مدیریتی کار بچه سوسول هاست و مملکت اسلامی به این قرطی بازی ها  نیازی ندارد .

 

 

 

ندامت نامه : از اینکه این مطلب اینقدر مودبانه شد واقعاً احساس شرمساری می کنم ، انشاءالله در اولین فرصت جبران مافات نموده ، مطلبی در خور وبلاگ وزین قارقاری

خواهم نوشت .


کلمات کلیدی: مدیریت ایرانی
 
اینترنت
ساعت ۸:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢٤ 

روزی دانشجوی بی عقلی پرسید : استاد ! چگونه است که در این سرزمین دولتیان برای کم کردن سرعت اینترنت هزینه می کنند و در ولایات اطراف ، برای بالا بردنش !!!

بطوری که مخبران خبر رسانده اند در ولایت پنجاب پاکستان و بادغیس افغانستان و حتی جمهوری کومور که رئیسش از همین حوزه ی علمیه ی خودمان فارغ شده ، سرعت اینترنت در حد خداست و اینجا در حد یک کیلوبایت در روز !!!

و چون اراده میکنی صفحه ای را بگشایی می توانی کلیک نموده و روز بعد مراجعه کنی و در طول این مدت دعا کنی بلکه خداوند تبارک و تعالی خود مرحمتی نموده صفحه را بگشاید ...

و در عین حال امیدوار باشی آدرست  از هزار فیلتر بازرسی ، به سلامتی گذر نماید و صد البته مراقب باشی که در آدرس از  حروف X،P،S،6،9،W به هیچ وجهی من الوجوه استفاده نکرده باشی که همه ی این حروف شیطانی اند و بی شک یک جوری به پایین تنه ی آدمیان مربوط می شوند و جملگی ممنوعه می باشند .

تا جایی که عزیزان مسئول فیلترینگ روزه ی شک دار نگرفته گاهاً کلماتی از قبیل analize را هم فیلتر می کنند تا اسلام مردم به خطر نیافتد !!!

فرمود : بزرگان حکومت اسلامی  از اینکه خلق الله از سرعت زیاد اینترنت ذوق مرگ نشوند و خدای نکرده کسی از سربازان امام زمان در این روزهای ظهور کم نشود ، فتیله ی سرعت را پایین کشیده و بدین روش مدیریتی نموده اند شگفت .... آن هم از نوع مدیریت منابع انسانی که همانا ما هم تدریسش میکنیم ...

از سوی دیگر چون ایرانیان تفاوتی شگفت با اجانب فرنگی دارند و آنها فکرشان در کار است و آلتشان در جای مناسب و ما همواره بر عکس بوده ایم و در اینترنت هم از این اصل کلی پیروی می کنیم و دائماً فکرمان به حاهای بد می رود و کار را به بیضه ی چپ حواله می کنیم و با همان سرعت اندک و فیلتر های هوشمند ، به سراغ XXX می رویم ، شایسته است بزرگان و نوابغ -که صلاح ما را قطعاً بهتر از ما می دانند- شیر اینترنت را تا حد ممکن سفت ببندند و به روش آبیاری قطره ای اداره اش کنند .

 از آن سو در روزهای بعد از انتصابات ، با این پدیده ی «شهروند خبرنگار» که اتفاقاً اختراع خودمان است ، تشت رسوایی شان بر زمین سخت خورده است و دولتیان انگشت به ‌فلان مانده اند که خلق با این سرعت چگونه تصاویر آپلود میکنند !!! 

شایع است طرحی چند فوریتی ارائه نموده اند که به حیلتی اینترنت را به کل جمع نموده و خلقی را آسوده کنند ... انشاءالله


کلمات کلیدی: اینترنت
 
حکایت شیخ و اسکل ...
ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/٢۱ 
روزی اسکلی نزد شیخی رفت. ملازمان نهیب دادند که یا شیخ! سخنش در گوش مگیرید که مردک اسکل است. شیخ برآشفته فرمود: اسکل پدرتان است. فی‌الحال، مریدان نعره‌زنان جامه‌ها دریدند و بی‌خشونت با چوب در پی شیخ افتادند و سرش در ابریق* عبرت فرو کردند
بیت
نیست شیخی که بود در بر ما، هـمدم ما
ناصــح و مرشــد و واعـظ نشـود مـحرم ما
شــیــخــک خنـگ ندانـد که شـود آخـر کار
خشتکش بر سر هر کوی و گذر پرچــم ما

* ماتحت شور، آفتابه

**دزدیده شده از کدئین http://kodoiin.blogspot.com/



کلمات کلیدی: حکایت شیخ و اسکل
 
در خیابان
ساعت ۳:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٠/۱٢ 

در خیابان انگار

یک نفر را

مثل سگ

           نه !

مثل خر 

          نه !

مثل کیسه بوکس

          نه!

مثل یک ایرانی !

                آری یافتم

                        مثل یک ایرانی !!!

کتک می زنند ...

پی نوشت : خواستم چیزی گفته باشم که وهم برتان ندارد ما لال شده ایم یا خودکشی کرده ایم یا خودکشی مان کرده اند !


کلمات کلیدی: در خیابان